تبليغاتX
لاهوتیان

lahoutian

لاهوتیان

lahoutian

http://lahoutian.blogfa.com

لاهوتیان

لاهوتیان

لاهوتیان

دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم ....!!!

لاهوتیان

linkdooni جديدترين لينکهاي روزانه
linkdooni پست ثابت

مرتضی جان چشم خود را باز کن

با نگاهت آسمان را ناز کن

مرتضی جان بر لبانت خنده مرد

آسمان بر خشم تو دندان فشرد

مرتضی جان خنده ات بر مرگ کو ؟

از کتاب درس تو یک برگ کو ؟

درس دادی آب بابا نان و عشق

آب و نان هیچ است بابا درس عشق !

بوسه بابا به دست بچه اش

مادری با عشق تنها بچه اش

بچه هامان زاده این مکتبند

بر شهادت جملگیشان در تبند

وای اما بچه هامان را چه شد ؟

دختر محبوبه مان بی پاچه شد !

کوچه هامان از فساد آکنده است

زیر ابروی پسرها کنده است

غیرت کار و مروت رنگ باخت

بازی مردانگی را مرد باخت

مرتضی اینجا شبیه جبهه است

جنگ اینجا جنگ موش و گربه است

مردهامان گربه زن ها موش ها

گربه ها در جنگ با هم روی نعش موش ها

زندگی ننگ است اینجا مرتضی

دائما جنگ است اینجا مرتضی

ناجوانمردی خودش را رنگ کرد

در میان دختران یک رنگ کرد

لامروت ها دلم را سوختند

اول دین را به آخر دوختند

مرتضی اینجا شرف خندیدنی است

جهل با نام جدیدش دیدنی است

شاعر : اوحدی

authorنوشته:لاهوتیان date تاريخ:پنجشنبه 17 اسفند1385 | comment

يکي بود و يکي بود و خدا بود
خدا بود و خدا بي انتها بود
نه آدم بود در عالم ، نه حوا
علي بود و محمد بود و زهرا
خدا مي خواست دين تنها نباشد
محمد در زمين تنها نباشد
علي را از بهشت آورد بر خاک
به خاک ِ تشنه ، او چون چشمه ي پاک
چو آمد، کعبه شد گهواره ي او
روان شد آيه ها در باره ي او
زمين و آسمان شد دست بوسش

علي با غصه و غم آشنا بود
علي با درد ِ آدم آشنا بود
براي بي پناهان آشيان ساخت
براي بينوايان سفره انداخت
علي خوابيد ، اما سير هرگز
نمک مي خورد ، اما شير هرگز
علي سر در درون چاه مي کرد
جهان را شرمگين از آه مي کرد
بدي ها ديد در اين زندگاني
نمي گنجيد در دنياي فاني
جدا از او مکن ما را ، خدا يا !
در اين دنيا و آن دنيا خدا يا !
در اين جا از بدي ها دورمان کن
در آن جا با علي محشورمان کن
(افشين علا)

فرستاده شده توسط : ملکی

authorنوشته:لاهوتیان date تاريخ:شنبه 12 اسفند1385 | comment

دیریست دلم ز هجرش افسردست

گویی که نمک به زخم قلبم خوردست

 

من را به لبش به هیچ کامی ندهد

آن یار که از گناه من پی بردست

 

من معصیت خویش به دنیا ندهم

عذرم بنه ای دوست دلم را بردست

 

آری گنهم همین و رنجم افزون

خوار است دلی که زخم خواری خوردست

 

افسون سیاه بزم مرا بر هم زد

بیچاره دلم رقم به مرگش خوردست

شاعر: اوحدی

authorنوشته:لاهوتیان date تاريخ:جمعه 4 اسفند1385 | comment


linkdooni جديدترين مطالب
entry لينک دوستان
CopyRight © 2006 - 2008 , lahoutian.BlogFa.com - Persian Mobile Portal , All Rights Reserved
Atom | RSS 1.0 | RSS 2.0 | Email | Valid CSS3 | Blog Fa
Powered By BlogFa | Designed By Bodobazi.iranblog,COM

مرجع موبايل فارسي زبانان

ParsViva

قالب وبلاگ

Free Template Blog